آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - نامه ها
نامه ها
در شماره٤١ مجله آينه پژوهش نقدى بر (سفينة البحار) نشر يافت. مدير عامل محترم شركت چاپ و انتشارات اسوه, جناب آقاى محمد جعفر تجلّى پاسخى به نقد فرستاده اند; و در نامه ضميمه اى خواسته اند كه عيناً چاپ شود. پاسخ مشتمل است بر اين ادّعا كه ٨٠% نقدهاى ياد شده تايپى و حروفچينى است!! بر اين اساس و براى موجه جلوه دادن اين اشتباهات فهرستى مفصل از اشتباهات چاپى مجله آينه پژوهش را ارائه داده اند. پاسخ نقد را عيناً مى آوريم, اينكه در اين پاسخ, نقدها جواب داده شده است يا نه؟ و اينكه آن نقدها ٨٠% تايپى بوده است يا نه؟ داورى با خوانندگان است. يادآورى كنيم كه از سفينة البحار چاپى منقح, تحقيقى و دقيق در حال نشر است و دو جلد آن نشر يافته است.
آينه پژوهش
* شكستن كشتى با نقد و پژوهش…
ييكى از سنتهاى حسنه اى كه در دهه اخير در عالم مطبوعات رواج يافته, مسأله نقد و بررسى آثارى است كه توسط افراد يا مؤسسات اسلامى منتشر مى شود. اين كار, كارى بسيار مطلوب و بجاست و هيچ عاقل دورانديشى نمى تواند منكر آثار پسنديده و ارزشمند آن باشد. بدون شك همان گونه كه گفته اند و شنيده ايم, به مصداق (سخنى كه از دل برآيد, لاجرم بر دل نشيند), اگر نقد و نظرها بر مبناى اصلاح و از روى دقت و دلسوزى ارائه گردد و غرض از آن, ارائه طريق و رشد و بالندگى اين گونه فعاليتها باشد, جز پويا شدن و جهت دار شدن تحقيقات به راه ديگرى نخواهد انجاميد; اما اگر خداى نخواسته از اين هدف متعالى عدول شود و صفحات مجلات تنها به عيب جويى, تصفيه حساب, زورآزمايى و… تبديل گردد, گذشته از اين كه انتظار پويايى كار تحقيق از آن بى جاست, اين كار ميدانى خواهد شد براى به هدر دادن وقت و فرصتهاى خود و ديگران.
مجله آينه پژوهش يكى از نشرياتى است كه همان گونه كه در صفحه حقوقى آن آمده, به انگيزه بهسازى پژوهش و نشر و انتقال تجربه ها در تحقيقات و پژوهش, هر دو ماه يك بار انتشار مى يابد. اين مجله در شماره ٤١ خود (سال هفتم, شماره پنجم, آذرـ دى, سال ١٣٧٥) به درج مقاله اى تحت عنوان (كشتى شكسته) پرداخته و هدف عمده آن نقد چاپ كتاب سفينةالبحار است كه در ٨ جلد از سوى شركت انتشارات اسوه به زيور طبع آراسته شده است.
نويسنده محترم مقاله سعى كرده نقاط ضعف كار انجام شده را در معرض ديد و قضاوت خوانندگان خود بگذارد. عمده ترين اشكالات كه به نظر نويسنده محترم آمده بر دو محور دور مى زند:
الف. ايرادهايى كه صرفاً مربوط به اشتباهات تايپى و حروفچينى است كه ٨٠% ايرادها و اشكالات مطرح شده در مقاله مزبور مربوط به اين موضوع است. اين را همه نيك مى دانيم كه متأسفانه در حال حاضر هيچ كتاب چاپى, خالى از اغلاط حروفچينى نيست, به خصوص اگر كتاب عربى باشد كه ميزان اين لغزش در آن مضاعف است. به عنوان مثال در همين شماره از مجله آينه پژوهش (شماره٤١ سال هفتم, شماره پنجم, آذرـ دى, ١٣٧٥) با يك نگاه گذرا, تنها در يك مقاله, آرى در يك مقاله سى وهشت غلط فاحش تايپى ديده شد, و اين علاوه بر اغلاط انشايى و ويراستارى متعدد است. نام مقاله (كتابشناسى تاريخ پژوهى) است, كه در صفحه٩٤ مجله درج شده, و اين در حالى است كه اين مجله خود مدعى دقت در ويراستارى و غلط گيرى است.
اين مى رساند كه با تمام تلاشى كه در جهت كم غلط بودن كتاب مى شود, باز غلطهايى از نظر پنهان مى ماند; و مجله اى كه در يك مقاله اش سى وهشت غلط فاحش حروفچينى وجود دارد شايسته نيست كتابى را به خاطر غلط هاى چاپى اين گونه مورد انتقاد قرار دهد و محقق آن را به (وارونه سازى), (تحريف و تصحيف), (سهل انگارى) و (تباه سازى) متهم كند. اين خود بالاترين نوع وارونه سازى و تحريف حقيقت و دليل روشنى بر بى تقوايى و غرض ورزى است.
ب. ايرادهايى كه مربوط به اصل كتاب است; يعنى محدث قمى(ره) در سفينة البحار عبارتى را آورده كه با عبارت بحار و يا مدرك آن وفق نمى دهد كه طبعاً در چاپ جديد سفينه نيز همان گونه كه محدث قمى آورده ذكر شده است. ناقد محترم اين را به عنوان يك ايراد مهم تلقى كرده, در حالى كه اگر ايرادى باشد در مؤلف كتاب است, زيرا امانتدارى اقتضا مى كند كه عين عبارت مؤلف آورده شود وگرنه چه كسى نمى داند كه مصادر بحار مانند خود بحار تصحيح نشده و اين پريشانى به مصادر ديگر هم راه پيدا كرده است.
همان گونه كه در مقدمه چاپ جديد آمده, محقق با علم و اطلاع از اين اغلاط و اختلاف در نقل روايات, در كمال تواضع انجام اين مهم را به اهل نظر و افراد خبره واگذار نموده. در چاپ جديد سفينةالبحار گذشته از حروفچينى جديد براى سهولت دسترسى به مطالب به كارهايى از قبيل: شرح واژه هاى دشوار, ترجمه برخى از اشعار, نشانى آيات, حذف حروف ابجد كه نشانگر تاريخ ها و مجلدات بحارالانوار است و تبديل آنها به ارقام و مشخص كردن نشانى موضوعات در پاورقى ها با رمز (ق) براى چاپ قديم بحار و رمز (ج) براى چاپ جديد آن اشاره شده و در هيچ كجا ادعاى تحقيق و تصحيح متن كتاب نشده. ناقد محترم يا مقدمه را درست نخوانده و يا از آن غفلت نموده اند, و در مقاله خود به عنوان تحقيق و تصحيح از اين اثر ياد كرده اند كه صحيح نيست.
در عين حال ما ضمن قبول انتقادهاى بجا و سازنده, هم اكنون مشغول اصلاح و بازنگرى نقص هايى هستيم كه در اين اثر گرانقدر وجود دارد كه اميدواريم بتوانيم در چاپهاى بعدى آنها را اعمال كنيم.
در شماره ٤٣/٤٩ در ضمن نقد كتاب (زبان فارسى ١و٢) نويسنده مقاله اشاره اى نقدگونه داشته اند به ترجمه از نهج البلاغه در ترجمه گرانقدر استاد ارجمند حضرت دكتر سيد جعفر شهيدى استاد با توجه به آن اشاره توضيحى مرقوم داشته كه مى آوريم.
آينه پژوهش
بسم الله و له الحمد
نهج البلاغه فراوان به فارسى ترجمه شده است. و هر يك از مترجمان در حد توان كوشيده است خدمتى انجام دهد. بعضى لفظ به لفظ ترجمه كرده اند و بعضى ترجمه را با شرح آميخته اند و بعضى هم فراتر رفته و خود از زبان امام سخن گفته اند. سعى همه شان مشكور است و مزد آنان با پروردگار غفور.
نهج البلاغه گذشته از دارا بودن معنى هاى بلند ـ كه خامه اين بى بضاعت ـ بلكه بضاعتمندها هم ـ در بيان آن توانا نيست, از زيبايى هاى لفظى فراوان نيز برخوردار است. من در حد استطاعت خود كوشيده ام اندكى از آن زيبايى ها را در ترجمه بياورم از آن جمله صنعت سجع و مراعات النظير است.
نخواسته ام نهج البلاغه را كلمه به كلمه به فارسى متداول امروز برگردانم و نخواستم انديشه خود را به امام متقيان نسبت دهم.
واژه هاى فارسى كه براى برگرداندن واژه عربى گزيده شده, ناانديشيده نيست. بارها به كتابهاى نظم و نثر از آغاز پيدايش آثار درى تا عصر شريف رضى مراجعه شده و گاه براى انتخاب لفظى دقيقه ها وقت به كار رفته و با دوستان مشورت كرده ام; مثلا كوشيدن كه پنداشته اند, غزو به سعى و سعى به كوشيدن ترجمه شده. هر آشنا به ادب عربى ميداند غزو بمعنى سعى نيست تا به كوشش ترجمه شود بلكه كوشش معادل غزو بوده است. بدين كاربردها توجه كنيد:
به نيزه بكوشيد در كارزار
برآريد يكسر از ايشان دمار
فردوسى
نيكو بكوشيد و هزيمت بر خوارزميان افتاد (تاريخ بيهقى)
هر دو لشكر نيك بكوشيدند و داد بدادند. (تاريخ بيهقى)
چنانكه مى بينيد, كوشيدن در اين كاربردها بمعنى رزميدن است. گاه معنى در منطوق نبوده اما مفهوم آن را مى رسانده است, مثلاً واژه (تير روان) كه در لفظ نيست, اما مى دانيم الف و لام در (القوم) عهد ذهنى است و امام آن مردم را در ديگر فرموده خود چنين مى شناساند (جفاة طغاة وعبيد اقزام) اگر گاهى براى رعايت سجع جمله اى افزوده شده آن افزونى با خط ريز ميان دو خط تيره قرار گرفته است. چنانكه در مقدمه نوشته ام كار خود را بى نقص ندانسته ام و از اديبان و دانشمندان خواسته ام مرا يارى كنند تنى چند منت نهادند و يادآورى هايى كردند و در مقدمه از آنان تشكر كرده ام.
از سال ١٣٦٨ كه اين كتاب از چاپ درآمد تا امروز ده بار چاپ شده و يكصد هزار نسخه آن در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است. ده ها نامه در تشويق اين خدمتگزار نوشته اند و نويسنده ها عموما از ادب دوستان و استادان ادب فارسى بوده اند. مى توان گفت همه آنان از ذوق بى بهره اند يا ذوقمندند نمى دانم. خداى بزرگ ما را توفيق خدمت عطا فرمايد.